عید نوروز در ایران و پیشینه ی باستانی آن

عید نوروز در ایران و پیشینه ی باستانی آن

رویای والاهنر
1402/06/27

عید نوروز در ایران و پیشینه ی باستانی آن

پیشینه و برگزاری نوروز در ایران باستان

آنچه که مسلم است نوروز در میان اقوام ایرانیان جشنی بسیار مهم و یک سنت رسمی شناخته می شود چرا که در پس این جشن، تاریخی غنی وجو دارد که فرهنگ و عقاید زیادی را در خود نگه داشته و با حفظ آن گویی هویت یک نسل حفظ می شود. حقیقتی که وجود دارد این است که نوروز یک میراث بسیار کهن است که برای ایرانیان باقی مانده و نیک است که همین گونه باقی بماند و با گذشت زمان هویت خود را از دست ندهد و بتان آن را زنده نگاه داشت.

نماد نوروز در تخت جمشید

نوروز

نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت این روز را روز نو نام نهادند. جشنی که از دیرباز تا کنون با نام نوروز یاد و برگزار می شود و بدون شک همواره مهم ترین جشن دینی و ملی ایرانیان بوده است. اگر چه در اوستا، یعنی کتاب مقدس زرتشتیان متون تفسیری آن ذکری از نوروز نیامده، با این حال در دیگر نوشته های بازمانده از ایران پیش از اسلام بارها از آن یاد شده و درزمره ی جشن های دینی دانسته شده است. این نام (نوروز) در زبان پهلوی، یعنی زبان فارسی میانه که در دوره ی ساسانیان زبان رسمی ایران بود، به صورت (نوگ روچ) آمده که جزء نخست آن در فارسی امروزه به شکل (نو) و جزء دوم آن به صورت (روز) ذکر می‌شود.

این نام  را حتی به همان صورت فارسی  میانه هم در بسیاری از سروده های فارسی می توان دید و همچنین بسیاری از شاعران عرب زبان نیز از آن به شکل (نوروز) و (نیروز) در شعر خود آورده اند. در مورد پیدایش جشن نوروز در نوشته های کهن فارسی و عربی، روایت های مختلفی آمده  و اغلب بنیاد آن را به جمشید پادشاه پیشه ای ایران نسبت داده اند. جمشید یا جم بی گمان از مشهور ترین شخصیت های روایات ایران باستان است و پیشینه ی وی حتی به دوره هند و ایرانی هم می رسد زیرا در وداها و کتاب های مقدس هندوها نیز نام این شخصیت به صورت (یم) ذکر شده است. در بیش تر واژه های نامه های فارسی و نیز آثار تاریخ نویسان مسلمان، روایت پیدایی نوروز به طور تقریبی  این چنین ذکر شده است :

نخستین کسی که نوروز را  برقرار ساخت، جم بود و سبب آن را دانسته اند که وی در این روز جهان را به تصرف خویش درآورد و این روز در واقع زمان استقرار قدرت وی بود و پس از آن نیز نام نوروز بر این روز باقی ماند و یا برخی گفته اند که چون جمشید گردونه ای ساخت و با آن به آسمان رفت، مردم از تماشای این کار در شگفت و شادی فرو رفتند و این روز را جشن گرفتند. ابو ریحان بیرونی در کنار این روایت های آمیخته با باورهای مردمی، علت نامگذاری این روز را از این جهت می داند که به قول وی، پیشانی سال نو است. با این حال به سبب گردش سال در گاهشماری ایران باستان مشکلاتی در باب تعیین زمان واقعی نوروز پدید آمده است. از دوره اسلامی شواهدی در دست است که نشان می دهند واقع شدن نوروز در نقطه ی اعتدال بهاری و آغاز کردن سال نو از اول بهار، از زمان ملک شاه سلجوقی است. 

نوروز شاه عباس

زرتشت و نوروز

زرتشت پیامبر ایران که ظاهراً حدود 1000 تا 1200 سال پیش از میلاد می زیست، از نوشته های زرتشت چنین بر می آید که نوروز پیش از زرتشت هم وجود داشته و احتمالاً جشن بهاری همه ی اقوام ایرانی بوده است. زرتشت به این جشن اهمیت دینی هم داد و حتی برگزاری آن را به پیروان خویش  تکلیف کرد و  وظیفه ی دینی شمرد. رساله ی نوروز نامه، منسوب به حکیم عمرخیام نیشابوری که دیدگاه علمی و نجومی را با روایات های دیگر آمیخته است  ضمن انتساب نوروز به جمشید می گوید که وی ((بنگریست که آن روز بامداد، آفتاب به اول دقیقه ی (برج)  حَمل تابیده و موبدان عَجَم را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند)). جابه جایی زمان نوروز به سبب سیار بودن سال رسمی و اختلاف آن با سال نجومی و حقیقی بود که اغلب پس از دوره هایی معین، با اعمال کبیسه این اختلاف را بر طرف می ساختند و آغاز سال را به محل اصلی آن یعنی اعتدال بهاری باز می گردانند. در هر حال امروزه نوروز تنها بازمانده از مجموعه ی جشن های ایران باستان است که هنوز هم تقریباً نزد همه ی اقوام ایرانی بر گزار می‌شود و حتی در برخی از کشورها از جمله جمهوری آذربایجان هم نوروز عید ملی و رسمی  قلمداد می شود . 

 نحوه برگزاری نوروز توسط جمشید شاه

در برخی نوشته ها آمده است که (جم) روز های نخستین ماه سال را تقسیم کرد: پنج روز نخست را به بزرگان اختصاص داد: پنج روز دوم را نوروز پادشاهی نامید و به بخشش و نیکو کاری  پرداخت؛ پنج روز سوم، عید خدمت گزاران پادشاه بود. پنج روز چهارم از آن نزدیکان و خانواده شاه شد. پنج روز پنجم به سربازان رسید و در نهایت پنج روز اخر هم به ملت اختصاص یافت. نظریاتی هم وجود دارد که در دوره ی باستان از پی نوروز، پنج روز دیگر را هم جشن می گرفتند و ششم فروردین ماه  (نوروز بزرگ) بوده زیرا پادشاهان طی پنج روز نخست به اطرافیان می رسیدند و زمانی که روز ششم فرا می رسید  با خویشان خلوت می کردند و برای خود و خانواده جشن می گرفتند و همچنین نقل شده که در این روز پادشاه جزء اهل خود را به حضور نمی پذیرفت. ایرانیان باستان به این باور بودند که در بامداد نوروز بزرگ، که در ادبیات فارسی همواره از آن به عنوان (جشن بزرگ) یاد می شود هر کس پیش از سخن گفتن شکر بچشد و تن خود را با روغن زیتون چرب کند،در همه ی سال از انواع بلا یا سالم خواهد ماند،ابو ریحان بیرونی به یکی از رخداد های تاریخی این روز، کشف نیشکر به دست جمشید اشاره می کند و سنت فرستادن شکر به یکدیگر را برخاسته از این رویداد میداند و همچنین وی در جایی دیگر می گوید که به اعتقاد ایرانیان در روز نوروز بزرگ برای ساکنان زمین خوشبختی را تقسیم می کنند و از این جهت است که ایرانیان این روز را ((روز امید)) نامیده اند.

برگزاری نوروز در ایران باستان

کسروی، نویسنده ی قرن پنجم هجری شرح حالی از نحوه ی برگزاری نوروز در دربار پادشاهان ایران باستان را در گزارشات خود ذکر کرده است. اگرچه در این منابع معمولاً منظور از شاهان ایران،شاهان ساسانی است با این همه، شواهدی اندک و غیر مستقیم از برگزاری این جشن در دوره های پیش تر وجود دارد. برخی پژوهشگران که بر روی تخت جمشید مطالعه کرده اند ب این نتیجه رسیده اند که این مکان ارتباط خاصی با نوروز و آغاز سال نو داشته است.

با سقوط حکومت هخامنشی به دست اسکندر و ایجاد حکومتی یونانی این سرزمین دستخوش تحولات فرهنگی بسیاری شد. اندک بودن شواهد و مدارک در این دوره نیز سبب شده است که نتوان در مورد برگزاری نوروز در این دوره اطلاعاتی بدست آورد. از دوره ی پانصد ساله ی اشکانیان ایرانی هم چندانی در دست نیست. اما با این همه در مورد این دو دوره بر اساس شواهد بر جای مانده می توان گفت که جشن نوروز کماپیش برگزار می شده است. نویسندگان دوره ی اسلامی که از دوره ی ساسانی بسیار یاد کرده اند، در نوشته های خود به توصیف برگزاری باشکوه نوروز در دربار ایران ساسانی  نیز در میان مردم پرداخته اند. براساس این نوشته ها پادشاهان در این ایام به شاد کردن مردم می کوشیدند مردم هم در این روز دست از کار می کشیدند و شادی می کردند از دیگر اعمال این روز باید از سکه زدن و رسیدگی به آتشکده ها و پاکیزه کردن آن ها، قربانی کردن، کاشت درخت و عمارت و آبادانی کردن یاد کرد. برخی از پادشاهان نظیر اردشیر بابکان، بهرام گور و انوشیروان به هنگام نوروز در خزانه را می گشودند و پوشاک خود را به مردم می بخشیدند و پادشاه در ایام نوروز معمولاً روز بار عام (سفره ی همگانی) می داد، در این روز کسی حق نداشت مانع ورود مردم به کاخ شود و همچنین از دیگر آیین های همگانی نوروز در زمان ساسانیان برافروختن آتش در شب سال نو بود. شب افروختن آتش در شب سال نو، از یک سو احترام نهادن به این عصر مقدس و زندگی بخش از سوی دیگر به سبب این اعتقاد ایرانیان بود که می گفتند در شب سال نو روان های درگذشتگان به خانه ی خود باز می گردند تا نوروز را در خانه و کنار خانواده ی خود باشند از این رو آتش را می افروختند تا راهنمای روان درگذشتگان به سوی خانه باشد.