پوشاک ایرانیان در دوره ی اسلامی

پوشاک ایرانیان در دوره ی اسلامی

محمد یوسفی
1402/02/21

پوشاک ایرانیان در دوره ی اسلامی

به نام خدا

-پوشاک ایرانیان در دوره ی اسلامی‌

 

درست است که که تاریخ کشور را به گونه ای می‌توان به دوره ی پیش از اسلام و پس از اسلام  تقسیم کرد اما شاید  برخی در مورد پوشاک  پوشش چنین نظری داشته باشند و اینگونه تقسیم و تمایز را امری شایست و پسندیده ندانند.البته که این حرف سخن غلطی نیست و نوع پوشاک به گونه ای سیر تاریخ خود را داشته و آن را به دیگر نسل‌ها انتقال داده است ولی حقیقتی که وجود دارد در این باره است که این باور وجود دارد که در کلیات پوشاک تغییراتی رخ نداده است اما با توجه به ظهور ادیان و آمیختگی فرهنگ‌ها و مذهب‌ها تغییرات اندکی در جزییات نوع پوشش ایرانیان در دوره ی اسلامی‌ و بعد از آن رخ داده ست. 

-امویان و عباسیان:

دوران امویان،دوران ساخت بناها و مساجد مجلل و باشکوه به شمار می‌آید.اما دوران عباسیان  را دوره ی شکوفایی علمی ‌و عصر طلایی مدنیت مسلمانان می‌دانند. در این دوران‌ها قیام‌ها و جنبش‌های متعددی در نقاط مختلف ایران بر پا شد که سرانجام آن ایجاد حکومت‌های ایرانی تبار از جمله طاهریان،صفاریان و سامانیان بود. در مورد پوشاک باید گفت که پوشک ایرانی نظام حاکم بر ان کاملاً با آنچه که متعلق به اعراب بوده است متفاوت بوده و در کل شامل پوشاکی شکیل،مرکب از بالا پوشی آستین دار با اندازه و طول متفاوت،شلوار بلند و صاف یا ساق پیچ،چکمه‌های تنگ  و نیزکلاهی نرم،بلند یا متوسط می‌شده است.البته رداهای آزاد نیز پوشیده می‌شده ک به طور عمده جامه ی روحانیون یا اشراف در اجرای مراسم‌های خاص بوده است. زنان نیز همچنون مردان از بالاپوش یا (نیم تنه)  و شلوار یا دامن در کنار پیراهن یا تونیک استفاده می‌کردند. این حقیقت وجود دارد که حکام اموی در عین پذیرفتن لباس ایرانیان برای خود آن‌ها را برای نظامیان منع کرده بودند اما در اواخر دوران اموی به تدریج فرهنگ و پوشاک اعراب ساکن خراسان با پوشاک ایرانی آمیخته شد. با روی کار امدن عباسیان عناصر فرهنگی و نوع جامه و پوشاک متحول شد و روبه رشد نهاد. از عناصریگانه ی پوشاک ایرانیان در این دوره باید به کاربرد گسترده(طیلسان) یا شال سری که دور عمامه پیچیده می‌شد اشاره کرد. به طرر کلی در طی دوران امویان و عباسیان و حتی در دوره‌های پیش از اسلام ایران به دلیل پارچه‌ها و منسوجات خود مورد توجه بوده است. مثلاً آمل به خاطر طیلسان های پشمی ‌و گرگان به خاطر انواع قباها،آذربایجان و ارمنستان به خاطر شلوار‌های مرغوبشان شهرت داشته اند. 

سلجوقیان در کل پیام اور سبک‌های جدیدی از پوشاک نبودند وخود نیز متاثر  از فرهنگ ایرانی بودند.در این دوره دست کم سه نوع کلاه متمایز که منشا همگی از آسیای صغیر بود مرسوم شده است. برخی از این کلاه‌ها دارای اسامی‌خاصی بودند مانند دوشاخ،تاج کلاه یا افسر و کلاه خوارزمی. آنچه که مسلم از خلافت امویان از بخش وسیعی از اسلوب پوشاک ساسانی پیروی کرده است. در دوره ی عباسیان به جز عمامه انواع کلاه‌های مخروطی و بلند   یا لبه دار و نوک تیز رواج داشته اند. در این دوره نیز از ساق پیچ‌هایی محکم که از مچ پا تا زانو را می‌پوشاند استفاده می‌شد که مشخصه -ی پوشاک ایلیاتی از دوره های پیش از هخامنشیان می‌باشد. ویژگی دیگر پوشاک این دوره سربند اسمی‌خلفای اموی و عباسی  است که از ان به نام (قلنسوه طویله) یاد شده است. مدارک موجود  در مورد پوشاک زنان در سده‌های سوم و چهارم اندک است از همین منابع شباهت‌های زیاذ پوشاک زنان با پوشاک مردان را می‌توان دید. از جمله خفتان‌های ضخیم و کمردار با آستین‌های تنگ و تن پوش‌های زیرین ساده مشخصه ای از لباس زنان آن دوره است.

 

 

از عمده زیورهای آن دوران  می‌توان به دیهیم‌های جواهرنشان،گردنبند و دستبند اشاره کرد.شلوارهای زنان در آن دوره حجیم و چکمه‌هایشان بلند بود. سربندها کماکان بیشتر به شکل عمامه بودند. دراین زمان انواع شلوارنوع تنگ،نیمه فراخ،غراخ و دمپا گشاد دیده می‌شوند. 

-استیلای مغول و عصر تیموریان:

سلطه ی مغول بر ایران با ورود سبکهای بسیاری از خاور دور به سرزمین ایران همراه بوده است.از این سبکها،سبکهای چینی است که آثار ان در رداهای مزین افراد عالی مقام و صاحب منصبان نمایان گردید. سبک چینی نه تنها در دربار بلکه در میان لباس نظامیان نیزتاثیربه سزایی نهاد. در این دره پوشاک زنان تغییری نکرد مگر پوشش سر انها که چیزی شبیه به دستمال سر از برای زنان غیر مغول و نیز نوعی کلاه ویژه،مخصوص شاهزادگان مغول که تشکیل میشد از چارچوبی سبک از جنس چب،پوشانده شده با ابریشم ک از راس ان پری بیرون میزد که ان را (بغطغ) مینامیدند.بغطغ گاه با طلا و سایر سنگهای قیمتی آراسته میشد. از دوران تیموریان به بعد کم کم از نفوذ سبکهای مغولی کاسته شد و سبکهای ایرانی به تدریج جایگزین ان شدند و نیز پوششهای تنگ و چسبان جایگزین رداهای بلند شدند. کمربند دوباره رواج یافت و عمامه کم کم جای کلاههای  سلجوقی و مغولی را گرفت زیرا کلاه را نشانی از کفر و دستار و عمامه را نمادی از ایمان  به اسلام میدانستند.

 

 

 

لباس زنانه در دوره ی تیموریان شامل چندین لایه از رداهای بلند و تنگ می‌شد. پیران آستین بلند زنان کل بدن را تا پاها می‌پوشانید و تن پوش‌های رویی آستین کوتاه و گاه  بی آستین بودند. دستارهای زنان در این دوره ساده بود و گاه از پشت اویزان می‌گردید.برخی نیزسرپوش‌هایی با زبانه‌هایی پهن تا جلوی گوش‌ها داشتند که با بندی در زیر چانه محکم می‌شدند. ویزگی دیگز پوشاک زنانه آن بود که از طرح‌های متنوع و گوناگونی برخورداربودند. 

 

-صفویه:

در طی این دوران یکپارچگی حکومتی ایجاد شد که شامل فرهنگها و مذهبهای گوناگونی بود.در این دوره بناها و مساجد بسیار مجلل و با شکوه نیز بنا شده است. در این عصر دگرگونی مهمیدر پوشاک ایران پدید آمد زیرا از نفوذ و اهمیت اسلوب خاور دور در لباس ایرانیان کاسته شد و دوباره استفاده از سبکهای بومیایران رواج یافت. از ویژگیهای پوشاک دوره ی صفویه این بود که پارچههای مجلل و پر نقش و نگاری برای تهیه ی پوششهابه کار میرفت.تن پوشها معمولا در میان تنه تنگ بودند و سپس به سمت خارج باز و گشاد میشدند.پارچه ی شلوارها گشاد بود و درناحیه ی قوزک پا تنگ میگردید. 

ردای بلند و جلوبازروی بقیه ی لباس ها پوشید می‌شد،جوراب‌های ساقه بلندی به پا می‌کردند که تا رانو می‌رسید و با بند محکم می‌گردید. کفش‌های تخت نوک تیز،پوتین‌های کوتاه و چکمه‌های سوارکاری به پا می‌کردند.همچنین عمه مه‌ها را به دور کلاه نمدی دوازده ترکی که آرایه ای بلند و نوک تیز داشت و گاه مزین به پرهای زینتی بود می‌پیچیدند. در زمان شاه طهماسب لباس‌ها بسیار مجلل گشتند و بیش از پیش تنگ و چسبان شدند و قبا در هر دوجنس مردان و زنان کوتاه تر شد. تا مدت‌های بسیارزیاد پارچه‌های گرانبها چه از لحاظ طرح و چه از لحاظ رنگ مهم تر ین ویژگی پوشاک ایرانیان محسوب می‌گردید. از نواوری‌های این دوره حجابی چهارگوش و سفید به نام روبند بود که به بالای چادر متصل می‌شد و روی صورت می‌افتاد.البته باد توجه داشت که از دوره ی صفویه به بعد  نفوذ سبک پوشاک غربی به پوشاک ایرانیان  آغاز گردید. آنچه مسلم است پوئشاک دوره افشاریه و زندیه تفاوت چندانی با دوه ی صفویه نداشته اند.مگر آنکه از میزان تجملات در آنها کاسته شده است. 

از همین دوره است که کم کم در پوشاک مردم ایران تشابهاتی با سبک پوشاک اروپایی و به خصوص ترکهای عثمانی به چشم میخورد. نادرشاه کلاه چهار ترکی را که نماد چهار خلیفه ی صدر اسلام بود به نام کلاه نادری طراحی کرد که معمولا قرمز بوده و شالی ابریشمییا پشمیبه دور آن پیچیده میشد. سپس کریم خان زند کلاه بلند استوانه ای شکل را که به دورش میپیچاندند جایگزین ان کرد. پوشاک زنان در دوره ی زندیه کوتاه و بی یقه و سینه باز توصیف شده است که روی ان جواهری به گردن بسته میشد. آنها روی پیراهن نیم ته ای آستر دار به نام (ارخالق) میپوشیدند و تن پوشی بی یقه و جلو باز که گریبانش از چپ به راست روی هم میافتاد به نام (شاپیکن)بر تن میکردند. شلوار انها حجیم و پف دار بود. 

-قاجاریه:

در مجموع لباس دوره ی قاجاریه ادامه همان لباس زندیه با اندک تغییراتی  میباشد. از آن جمله کلاه پوستی و بلند انها که از جنس (ماهوت الوان) بوده  و از وسط تا میخورده و در نتیجه به صورت نوک تیز در میامده است. شلوار در این دوره دارای دمپای فراخی بوده و کمر لیفی داشته است. کفشها نیز ساقه کوتاه، نوک تیز و پاشنه دار بودند. لباس مردان به طور کلی به این صورت بوده است: شلوارهای گشاد به رنگ سفید و آبی و یا سفید و قرمز از جنس نخ به نام زیرجامه،پیراهنی بی یقه به نام (ارخالق) یا (قمیص)،تونیکی به نام کمرچین،جلیقه ای به نام (کردی)،انواعی از تن پوشهای رویی و گاه یک نیم تنه بوده است. پوشاک زنان ایران در این دوره شامل پیراهنی با دو گره در جلو میشد،استفاده از دامنهای گشاد و پف دار با شلوارهای راسته در زیر این دامنها و نیم تنه ای چسبان با آستینهای تا آرنج یا بلند و سر آستینهای ساده،نوک تیزاز ویژگیهای ان دوره است. نکته ی قابل توجه در پوشاک زناناین دوره کوتاه شدن دامنهایی به نام (شیلته) و افراط روز افزون در این کوتاهی است. ظاهرا این سبک به تقلید از دامنهای بالرینهای اروپایی بوده است. همانطور که گفته شد نمیتوان تفاوت چندانی در کلیات پوشاک  مربوط به دوره ی پیش ازاسلام و پس از ان قایل شد.

پوشاک مردان درباری دورهی قاجاریه

اما با توجه به ورود مذهب و فرهنگهای متفاوت به درون فرهنگ ایران در طی این سالیان به طورحتم تغیراتی در جزییات پوشاک مردم ایران براساس فرهنگها و مذهبهایی که  در این مدتها  به خصوص اسلام وارد زندگی مردم شده اند،رخ داده است و این تغییرات همچنان به سیر صعوی و یا نزولی خود در طول تاریخ ادامه میدهند تا در نهایت پوششی در خور فرهنک و مذهبی که مردم به آن پایبند هستند شکل گیرد و الهام بخش نسلهای آینده باشد.

 

مشابه

محمد یوسفی
1402/06/29

آشنایی با بازار سنتی تهران + تاریخچه

محمد یوسفی
1402/06/27

عید نوروز در ایران و پیشینه ی باستانی آن

محمد یوسفی
1402/04/07

صنایع دستی ایران؛ الماس هویت ایرانی