کاروانسراها، بناهایی از جنس تاریخ

کاروانسراها، بناهایی از جنس تاریخ

محمد یوسفی
1401/12/29

کاروانسراها، بناهایی از جنس تاریخ

به نام خدا

 

 _کاروانسراها، بناهایی از جنس تاریخ:

معماری

کاروانسراها در طول تاریخ یکی از مهم ترین معماری تاریخی در ایران شناخته میشوند.

انسان در نخستین مرحلع از زندگی اجتماعی خود در تلاش برای ابداع مسیرها و راه ها برای پیوند میان گروهای اجتماعی ایجاد کند. ایران به دلیل گستردگی و قرار گرفتن در موقعیت تلاقی شاهراه ها از دیرباز در ایجاد اقامتگاه ها برای کاروان ها پیشتاز و طلایه دار بوده است. کاروانسراهای ایران از مهم ترین دستاوردهای معماری این سرزمین به شمار می روند.

-واژه شناسی کاروانسرا:

واژه ی کاروانسرا مرکب از دو واژه فارسی((کاروان)) و ((سرا)) است. واژه ی کاروان یا کاربان واژه ای پهلوی است که در کتیبه ی نرسی در پایکولی به کار رفته، و با اینکه در اصل بار لشکری و جنگی داشته است اما به معنای((گروهی مسافر و زائر و سوداگر که به دلایل امنیتی باهم مسافرت می کنند و دارای زاد و توشه و ستوران هستند)) آمده است. ((سرا)) و ((سرای)) نیز در زبان پارسی باستان به معنای خانه و منزلگاه به کار رفته است؛ و بدین سان ((کاروانسرا)) یعنی سرا یا خانه کاروان که افراد آن به طور موقت در آن جا سکونت میکنند)).

((کاروانسرا)) یا ((خانه کاروان)) در پاره ای از متون فارسی به صورت ((کاروانگاه))، ((کاروانگه)) و ((کاروانخانه)) نیز به کاررفته است. واژه های همسانی نیز از نوع دیگر با اندک تفاوت در این زبان پرتوان و توسعه یافته دیده می شود:

رباط، چنان که پیش از این اشاره شد، در آغاز معنای نظامی داشته و در قرآن کریم نیز از آن یاد شده است. رباط به مرور به معنای کاروانسراهای مستحکم سر راه به کار رفته است.

,, واژه ی کاروانسرا در طول تاریخ سیر تحول فرهنگی خاصی را دربر داشته

که فرهنگ لغت غنی ایران را بیان می کند ,,‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

خان یا خوان، به معنی خانه و کاروان آمده است؛

خان التجار، به معنای کاروانسراهای بزرگ(خاصه با دکان های متعدد برای اجناس گوناگون)، و ((خان خرک)) به معنای کاروانسرای کوچک دیده شده است؛

فندق، به معنای کاروانسرای معمولی بوده، و اکنون در کشورهای عرب زبان به گونه ای معنای قدیمی خود را از نظر کارکردی به عنوان ((هتل)) حفظ کرده است.

تیم و تیمچه، به معنای کاروانسراهای بزرگ و کوچک شهری آمده است. تیمچه از مهم ترین بخش های بازار می رفته و نقش کاروانسرا را به عنوان بارانداز و محل خرید و فروش بار دربر داشته است. 

 

کاروانسراهایی با طراحی مربوط به دوره ی اسلامی

به علت موقعیت جغرافیایی، قرار گرفتن ایران در شبکه راه های جهانی، دور بودن آبادی ها و شهرها از یکدیگر، مسائل مربوط به امینت و حفاظت، نیازهای مذهبی، سودمندی های اقتصادی و حمایت های سیاسی، کاروانسرسازی از قرن ها  پیش در ایران رواج داشته، که البته ارائه سند دقیق باستان شناسی آن آسان نیست، اما شاید بتوان تاریخ تکوین آن را در زمان هخامنشیان دانست.

  در دوره شکل گیری حکومت گسترده هخامنشیان و ایجاد راه های بزرگ مانند جاده شاهی، نظام چاپارخانه ها نیز برقرار شد. در عهد اشکانیان از آسیای مرکزی تا بین النهرین چاپارخانه هایی مستطیل شکل، از خشت و آجر با داشتن حیاط و ایوان و اتاق هایی دور آن وجود داشته، که نظر باستان شناسان را به خود جلب کرده و در پاره ای آثار بدان ها اشاره شده است. اما کاروانسراسازی درمسیر راه هایی که بعدها به جاده ابریشم موسوم شدند، رونق گرفت که هنوز هم بقایای آن دیده می شود.

در دوره ی آغازین اسلام، بی تردید علاوه بر استفاده از کاروانسراهای پیش از اسلام، اندک اندک برپایه اندیشه ها و توصیه های دین مبین، کاروانسراسازی دچار تغییر و تحولاتی شد. در دوره ی عباسیان راه و راهداری مورد توجه قرار گرفت و تجارت با شرق و غرب، بغداد، پایتخت آنان را، نیازمند راه ها و چاپارخانه ها و استراحتگاه های بیش تر ساخت که با ترمیم همان راه های قدیمی و مرمت کاروانسراها و گاه تعبیه راه ها و رباط های جدید بدان پاسخ داده می شد. نگاه به موقعیت پایتخت های ایران در دوره های مختلف تاریخی پس از اسلام نمایانگر آن است که بسیاری از شهرهای مهم دوره اسلامی مانند بغداد، اصفهان، شیراز، ری، دامغان، کرمان، توس، خوارزم، بلخ و....بر شالوده شهرهای باستانی ایران بنا شدند. در دوره های سامانیان، آل بویه و غزنویان همزمان با احداث بناهای عام المنفعه، کاروانسراسازی رونق بیشتر یافت. ((رباط چاهه)) یا ((رباط ماهی))، که آن را یادبودی از بزرگواری و بلند نظری دختر حکیم ابوالقاسم فردوسی نوشته اند، یکی از آن کاروانسراهاست.

 در زمان سلجوقیان، خاصه در روزگار صدارت خواجه نظام الملک، یعنی در عهد آلب ارسلان و ملکشاه، ساخت کاروانسرا در مسیرهای گوناگون ادامه پیدا کرد و این خدمت در عهد سنجر اندک اندک رنگ مذهبی گرفت، به طوری که کاروانسراها همانند مساجد چهار ایوانه شد که خود از برخی جهات یادآور بناهای چهار ایوانی روزگار باستان به ویژه آتشکده های ساسانی و پیش از آنها بناهای عصر اشکانیان چون((کوه خواجه)) هستند. در این نوع کاروانسراها نمازخانه هایی با گچکاری و کتیبه های زیادی مذهبی افزوده شد. با حمله مغولان در شئون فرهنگی و تمدنی ایران وقفه حاصل شد.

اما با حکومت ایلخانان دوباره توجه به راه و ساختمان های عام المنفعه، از جمله کاروانسرا، رواج یافت و در عهد غازان خان و رشیدالدین فضل الله به اوج خود رسید، به طوری که فقط در وقف نامه((ربع رشیدی)) در تبریز از بیست و چهار کاروانسرا سخن به میان آمده است.

در عصر صفویان یکباره کاروانسراسازی همراه با نوآوری ها و تزیینات داخلی و کتیبه ها، رشد فراوان پیدا کرد، که البته در این امر فزون بر نقشی اقتصادی، ایجاد تسهیلات در امر زیارت شیعیان از اماکن مقدس مذهبی هم نقشی عمده داشته است. شهرت دارد که شاه عباس اول 999 کاروان ساخت. این امر نه تها اغراق آمیز نیست بلکه نشان از اهمیت نقش فرهنگی معماری کاروانسرا در دوره ی صفویه دارد. به طوری که امروز در هر منطقه ای از ایران کاروانسرای شاه عباسی به چشم می خورد.

,,این نشون میده که شاه عباس عجب پشتکاری داشته,,

پس از صفویه، در روزگار افشاریه و زندیه و به ویژه در دوره ی قاجاریه نیز سنت کاروانسراسازی ادامه یافت و در بسیاری از سفرنامه های گردشگران خارجی و نوشته های ایرانیان و پاره ای از کتاب های جغرافیایی و تاریخی عصرهای یاد شده، به چگونگی آنها از لحاظ معماری و زیست مسافران پرداخته شده است.

 

کاروانسرای مربوط به دوران هخامنشیان

-کارکرد کاروانسراها:

برای شناخت کارکرد کاروانسراها در طول تاریخ بررسی دیدگاه مسافران و یا جهاگردانی که از آنها استفاده و دیدن کرده اند و یادداشت هایی باقی گذارده اند و نیز بررسی های علمی از نظر مطالعه پیرامون و معماری و باستان شناسی آنها اهمیت دارد. با جست و جو در سفرنامه ها و یادداشت های افرادی همچون ناصرخسرو، تاورنیه، سون هدین، دیولافوا، کرزن، خانلرخان و... عملکردهای زیر برای کاروانسراهای ایران متصور است:  

-کارکرد کاروانسراها:

برای شناخت کارکرد کاروانسراها در طول تاریخ بررسی دیدگاه مسافران و یا جهاگردانی که از آنها استفاده و دیدن کرده اند و یادداشت هایی باقی گذارده اند و نیز بررسی های علمی از نظر مطالعه پیرامون و معماری و باستان شناسی آنها اهمیت دارد. با جست و جو در سفرنامه ها و یادداشت های افرادی همچون ناصرخسرو، تاورنیه، سون هدین، دیولافوا، کرزن، خانلرخان و... عملکردهای زیر برای کاروانسراهای ایران متصور است:  

_کاروانسرا دارای یک در بزرگ برای ورودی است.

_در دو طرف در ورودی ایوانچه هایی وجود دارد که در مواقعی که هوا گرم است می توان از آنها برای خواب و استراحت استفاده کرد.

_کف ایوان ها، حجره ها و اتاق ها در حدود 80 سانتی متر از کف حیاط بالاتر است.

_استبل ها در پشت اتاق ها قرار دارند.

_در داخل استبل ها همواره ایوانچه هایی برای اقامت در نظر گرفته شده که می تواند مورد استفاده و اقامت مسافران قرار گیرد و این ایوانچه های داخلی در زمستان به علت گرمای استبل بیش تر مورد توجه اند.

_مسافرها باید همه ی وسایل لازم مثل فرش و لوازم آشپزی و... را خود به همراه بیاورند و اتاق و اتاق ها خالی و بدون وسایل در اختیار مسافر قرار می گیرد.

_برای اقامت در اتاق ها و یا ایوانچه های کاروانسرا چیزی بابت کرایه از مسافر نمی گیرند، ولی در کاروانسراهای داخل شهر کرایه مختصری گرفته می شود و نرخ معینی دارد.

_شب ها کاروانسرادار در را می بندد و مسئول همه چیز است و عده ای نگهبان هم در اطراف کاروانسرا مشغول کشیک و پاسبانی هستند.

_کاروان ها بیش تر شب ها حرکت می کنند تا از گرمای روز در امان باشند و یا روز به مقصد دیگر برسند. زمان حرکت از کاروانسرا نیز بیش تر در دو وقت صورت می گیرد، یکی نزدیک غروب که آن را((ایوار)) 

می نامند و دیگربعد از نیمه شب که آن را((شبگیر)) می گویند. این دو واژه هنوز هم در برخی گویش ها آشناست.

_کاروانسراهایی که زیرزمین دارند دارند، از آن برای گریز از گرمای تابستان استفاده می شود.

_جهانگردان از کاروانسراها تصویرهایی نقاشی کرده یا عکس هایی گرفته اند که برخی از آنها کارکرد بخش هایی از این بناها را نشان می دهند. مانند طرز استفاده از ایوانچه ها و حیاط کاروانسراو قرار گرفتن کاروان در خارج  کاروانسرا و چگونگی به راه افتادن کاروان و وابسته های آن مانند کجاوه ها و... .

_جهانگردان از کاروانسراها تصویرهایی نقاشی کرده یا عکس هایی گرفته اند که برخی از آنها کارکرد بخش هایی از این بناها را نشان می دهند. مانند طرز استفاده از ایوانچه ها و حیاط کاروانسراو قرار گرفتن کاروان در خارج  کاروانسرا و چگونگی به راه افتادن کاروان و وابسته های آن مانند کجاوه ها و... .

_کاروانسراهای شهری:

این نوع کاروانسراها که شباهت های زیادی به کاروانسراهای برون شهری دارند بیش تر برای مبادلات کالاهای بازرگانی مورد استفاده قرار می گرفته اند و به مانند کاروانسراهای جاده ها در بیرون شهرها جنبه اقامتی موقت نداشته اند، اما مکان هایی هم برای اقامت مسافران، در آنها وجود داشته است. این کاروانسراها عمدتا بارانداز و محل عرضه کالاهای کاروان ها بودند.

موقعیت آنها در بازار و پشت راسته اصلی و گاهی در کنار راسته های فرعی آن و یا خارج از بازار بود. کاروانسراهای داخل بازار که انواع بزرگ و کوچک آن تیم و تیمچه نامیده می شد، محل اقامت دائمی بازرگانان نیز بود، دفتر کارشان در آن قرار داشت و آدرس بازرگانی آنها را شامل می شد. از ابتدای سده اخیر به تدریج در بازارها به جای واژه ی کاروانسرا، وازه سرا را به کار می برند. پس از اینکه نقش کاروان ها در حمل و نقل ضعیف شد و از کالسکه، درشکه و سپس وسایل نقلیه موتوری استفاده شد، پیشوند((کاروان)) از کلمه کاروانسرا حذف شد و به این نوع کاروانسرای شهری، سرا گفته شد. واژه سرا در گذشته به معنی خانه بوده است.

کاروانسراهای خارج بازار دارای طرحی متفاوت بودند، به نحوی که اطراف آن را حصاری بلند دربرگرفته و مجموعه ساختمان شامل چند حیاط و اتاق های متعدد، دهلیزها و تالارهای بزرگ و وسایل آسایش دیگر در آن جای گرفته بود. ورود کاروان های تجاری یا حتی مسافری، از همه دروازه های شهر آزاد نبود، بلکه در هر شهر یک یا چند دروازه را که در امتداد راه های اصلی یا بازار شهر بود، برای ورود کاروان ها در نظر می گرفتند. بسیاری از کاروانسراهای بزرگ و عالی بیش از یک ورودی داشتند، زیرا در این حالت افراد بیشتری از کاروانسرا عبور می کردند و مانند پاساژهای امروزی که اگر در امتداد یک مسیر یا راه قرار گیرند، با رونق تر می شوند، اینگونه کاروانسراها نیز به سبب آنکه در مسیر یک راه یا معبر واقع می شدند، رونق بیش تری پیدا می کرند. البته همه ی کاروانسراها از لحاظ اقتصادی و اجتماعی اعتبار یکسانی نداشتند. کاروانسراهایی که به مسجد جامع، مرکز شهر و راسته های عرضه کالاهای گرانبها نزدیک بودند، معتبرتر و جایگاه بازرگانان ثروتمند بودند. 

از نمونه های کاروانسرا در دوران صفویه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاروانسرای شاه، در چهارسوی قیصریه که ان را شاه عباس با صد حجره در بالا و پایین ساخته و سوداگران به آن می آمدند و بیش تر سوداگران تبریز  و اردبیل در آن جا به معامله شال و گلیم می پرداختند.

کارونسرای طویله، که پهلوی کاروانسرای شاه است و بیش تر محل هندوها بود که به معامله و خرید و فروش پارچه های هندی می پرداختند.

کاروانسرای انار فروشان، در این کاروانسرا انار، شیره انار و رب انار بیش ترین کالای کاروان های اردستان بود.

 

_انواع کاروانسراها:

باقی مانده ی ویرانه های کاروانسراهای قدیم و ایستگاه های کاروانی که بسیاری از آنها با مصالح محکم مانند سنگ و آجر ساخته شده اند، نشان دهنده ی آن است که متناسب با اقلیم جغرافیایی ایران در بخش های کوهستانی، بیابانی و خشک و مرطوب و جنگلی مصالح گوناگون با کیفیت های متفاوت و در دوره های مختلف برای ساخت این سازه های معماری به کار رفته است. با این همه، گونه شناسی آنها در هرجا و متعلق به هر دوره ای نوعی نوعی شیوه معماری هماهنگ را نشان می دهد. بهترین نمونه قاجاریه است. نمونه های بسیار عالی از نظر مصالح و اصول ساختمانی در کنار ابنیه محقری قرار دارند که با عجله و برای استفاده موقت برپا شده و پس از مدت کوتاهی به ویرانه ای مبدل گشته اند. در دوران هخامنشیان و اشکانیان تعداد ساختمان های باقی مانده مربوط به راه از جنس خشت بیش از ساختمان های محکم سنگی است. ساختمان های راه و راهداری عصر ساسانی بیش تر از جنس قلوه سنگ های چیده شده با گچ و ساروج و در دشت ها از جنس خشت هستند و از دوران سلجوقی به بعد بر تعداد ساختمان های محکم با استفاده از آجر افزوده شد.

 

کاروانسرای سعد السلطنه بزرگترین کاروانسرای شهری جهان

کاروانسراهای شاهی، در زمان هخامنشیان تا ساسانیان شاهنشاهان ایران به رفت و آمدهای بازرگانی اهمیت زیادی می دادند. این امر امکان نداشت مگر اینکه راه های بزرگ بازرگانی  که به شهرهای تجاری منتهی  می شدند شامل پناهگاه های میان راه بودند باشند. ولی تنها اطلاع موجود این است که این پناهگاه ها کاملا در اختیار و انحصار استفاده شاهنشاه بوده اند و از تعداد آنها و اینکه بنا برچه اصول ساختمانی برپا می شدند آگاهی در دست نیست. برخی از آبادی های مشهور دوره ساسانیان که به نام دسکره(دسکره الملک) شناخته می شدند در این دسته قرار دارد، مانند جایی که خسروپرویز بین تیسفون و حلوان برای خود بنا نهاد و بعدها به شهری بزرگ تبدیل شد.

کاروانسرای خصوصی، این کاروانسراها  و عواید آنها به بخش خصوصی تغلق داشت. همواره دارا بودن یک کاروانسرا عواید سرشاری برای صاحبش می آورد.

کاروانسرای خیریه و اوقاف، کاروانسراهای خیریه را اشخاص خیر می ساختند آنها را با کاروانسراهای وقف نباید اشتباه کرد. علاوه بر اینکه چنین بناهایی بر زیبایی شهرها می افزودند، کمک فوق العاده ای هم برای زائران محسوب می شدند. برای ما روشن نیست که آیا واقعا اشخاص فقط از نظر خیرخواهی این ساختمان ها را برپا می کردند یا از طرف شاه به این کار تشویق می شدند.

به هرحال در این نوع ساختمان ها هیچ پولی از مسافران و زائران دریافت نمی شد.

 

_نمونه هایی از کاروانسرا:

کمتر شهر و آبادی، روستا و پایگاه بین جاده ای در سرزمین پهناور ایران از ماورا النهر تا بین النهرین و ازز سند و پنجاب تا آسیای صغیر است که از یک یا چنذ کاروانسرای شهری یا بین جاده ای برخوردار نباشد.

نمونه هایی از کاروانسراهای ایران شامل موارد زیر است:

کاروانسرای سرچم، سرچم بنای مغولی است که در عصر صفویه، باز پیرایی شده است. این بنا در کنار روستایی به همین نام بین زنجان و میانه، بر سردوراهی قرار گرفته که به مراغه، پایتخت هلاکوخان مغول، می رفته است.

 

کاروانسرای مادرشاه یا مهمانسرای شاه عباسی، کاروانسرای مادرشاه یا مهمانسرای شاه عباسی در اصفهان است که در زمان شاه سلطان حسین صفوی، در ضلع شرقی مدرسه چهارباغ ساخته شد.

کاروانسرای راه های طبس، با توجه به اینکه شهر طبس در حاشیه کویر و همواره دور از مراکز عمده شهر نشینی قرار داشته، برای رسیدن به آن چاره ای جز عبور از راه های دراز و گذر از کویر نبوده است. لذا ایجاد کاروانسرا یا رباط نهایت ضرورت را داشته و این موضوع در نوشته های مسافرانی که از راه های طبس عبور کرده اند بارها ذکر شده است.